تبليغاتX

JavaScript Codes تنهایی
تنهایی
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387


تولد تولد ...

تولدم مبارک


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:4 توسط : تینا |

جمعه نهم فروردین 1387


کاش دختری چوپان بودم


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:1 توسط : تینا |

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
کاش کسی صدامو بشنوه


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:20 توسط : تینا |

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386



ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:5 توسط : تینا |

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386


بهترين فرشته ها همين شيطان بود. مرد و مردانه ايستاد و گفت : نه سجده نميكنم٬ تو را سجده ميكنم اما اين آدمكهاي كثيفي را كه از گل متعفن ساخته اي٬ اين موجود ضعيف و نكبتي را كه براي شكم چرانيش خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواري و آخرت و حق شناسي و محبت و همه چيز و همه كس را فراموش ميكند سجده نميكنم!

من از نورم٬ ذاتم از آتش پاك و زلال بي دود است٬ من اين لجنهاي مجسم پليد پست را سجده كنم...؟

ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:0 توسط : تینا |

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386


دیگه هیچ غم و قصه ای ندارم

دیگه اصلا ناراحت نیستم

آخه تمام احساسم مرد

 دلم گرگ سنگدلی شده که  به

آدما رحم نمیکنه...


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:26 توسط : تینا |

شنبه چهارم اسفند 1386


مهربانم، ای خوب!
 
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است....
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ،
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش اینست؛
زیر این سقف بلند،  هر کجایی هستی، به سلامت باشی

ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:5 توسط : تینا |

شنبه چهارم اسفند 1386



ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:4 توسط : تینا |

چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386


نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

...


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:11 توسط : تینا |

چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386


از دار دنیا منم و یه ستاره،اونم که می خواد بره تنهام بزاره

 

هرچی که می گم نرو فایده نداره ؛می خواد دلم رو به زانو در بیاره

 

برای هر چیز یه بهونه میاره ،تا می گم آخه می گه آخه نداره

 

می گم بیا تا یکی باشیم دوباره ، آهسته آروم می گه نه با اشاره

 

پیشش می شینم تا بتونه دوباره ،گذشته هارو باز به خاطر بیاره

 

یادش بیاد این دل عاشق بیچاره؛ تو دنیا چیزی نداره جز ستاره

 

پا می شه میره منو تنها می زاره؛ با رفتنش رو دل من پا می زاره

 

از ابر چشمام بارون غم میباره؛ طفلی دل من که شده پاره پاره

 

من بی ستاره همه عمرم تباهه، روزای عمرم همه رنگ سیاهه

 

دونه به دونه نفسام بی ستاره، حتی یه ذره بوی زندگی نداره

 

بی اون نمی خوام دیگه زنده بمونم، جز اون نمیخوام واسه هیچ کس بخونم

 

میرم یه گوشه تک و تنها بمیرم، شاید بتونم کمی آروم بگیرم

 

 

 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:9 توسط : تینا |

RSS